X
تبلیغات
رایتل
گاه نوشته‌های من
وبلاگ نوشتـه‌ها، تصاویــر و... بهزاد ناقل

بسم الله الرّحمن الرّحیم    اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَکْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَیْنا اَبْوابَ رَحْمَتِکَ وَ انْشُرْ عَلَیْنا خَزائِنَ عُلُومِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ: خدایا مرا بیرون آور از تاریکی‌‏هاى‏ وهم، و به نور فهم گرامی‌‏ام بدار، خدایا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا، و خزانه‏‌هاى علومت را بر ما باز کن به مهربانی‌ات اى مهربان‏ترین مهربانان.     اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم     التماس دعا

مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1396

برای دانلود فایل صوتی شعر با قرائت استاد شهریار بر روی اینجـــــا کلیک کنید

محرم دیر، خانیم زینب عزاسی

بیزی سسلر حسینین کربلاسی

یولی باغلی قالیب دشمن الینده

داها زوارینین یوق سس صداسی

«بوگون کرب و بلا ویران اولوب دیر»

«حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر»

چاغیر شاه نجف گلسین هرایه

جهادیله آچاق یول کربلایه

علی‌نین ذوالفقاری داده چاتسین

حسین قربانلاری گلسین منایه

«بوگون کرب و بلا ویران اولوب دیر»

«حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر»

جهاد میدانی دیر، ملت دایانسین

مسلمان خواب غفلتدن اویانسین

اوجالسین نعره‌ی الله اکبر

گرک کافر جهنم ایچره یانسین

«بوگون کرب و بلا ویران اولوب دیر»

«حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر»

گلیب غیرت گونی، همت زمانی

اوجالداق باشدا آذربایجانی

گئده‌ک صدام کافرله جهاده

ییخاق بو بی‌مروت ائو ییخانی

«بوگون کرب و بلا ویران اولوب دیر»

«حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر»

حسین زواری‌نین قورتاردی صبری

قیراق بو قوردلاری، کافتاری، ببری

آچاق یول کربلایه، کاظمینه

چکک آغوشه او شش گوشه قبری

«بوگون کرب و بلا ویران اولوب دیر»

«حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر»

گرک دین اولماسا، دونیانی آتماق

شرف، عزتلی بیر دونیا یاراتماق

سعادت دیر حسین قربانلاری تک

شهادتله لقاء اللهه چاتماق

«بوگون کرب و بلا ویران اولوب دیر»

«حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر»

مسلمان صف چکیب دعوایه گلسین

چاغیر عباسی تاسوعایه گلسین

قیزی زینب أوزی صاحب عزادیر

چاغیر زهرانی عاشورایه گلسین

«بوگون کرب و بلا ویران اولوب دیر»

«حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر»

آنا! اوغلون شهید اولدی مبارک

شهادتله سعید اولدی، مبارک

امید جنتین تاپدین، دا سندن

جهنم ناامید اولدی، مبارک

«بئله طوی کیم گؤروب دونیاده قاسم»

«طویی یاسه دؤنن شهزاده قاسم»

آنا! اوغلون علی اکبر فداسی

طویی قاسم کیمی اولموش عزاسی

دوروب جنت قاپوسیندا گوزتلیر

که گلسینلر آناسی‌له، آتاسی

«بئله طوی کیم گؤروب دونیاده قاسم»

«طویی یاسه دؤنن شهزاده قاسم»

شاعر: استاد شهریار




طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : جمعه 25 تیر‌ماه سال 1395

بهر دلم که دردکش و داغدارِ توست

دارویِ صبر باید و آن در دیارِ توست

یک بار نام من به غلط بر زبان نراند

ما را شکایت از قلمِ مشکبار توست

بر پاره کاغذی دو سه مَدّی توان کشید

دشنام و هر چه هست غرض یادگارِ توست

تو بی‌وفا چه باز فراموش پیشه‌ای

بیچاره آن اسیر که امیدوار توست

هان این پیامِ وصل که اینک روانه است

جانم به لب رسیده که در انتظارِ توست

مجنون هزار نامه ز لیلی زیاده داشت

وحشی که همچو یار فراموشکار توست

شعر: وحشی بافقی



برچسب‌ها: شعر فارسی

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 7 تیر‌ماه سال 1395

ای خدا شیعه دلش محزون است

از غم عشق علی مجنون است



برچسب‌ها: تصاویر

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 7 تیر‌ماه سال 1395



بیست و نهم خرداد ماه 95 سالروز تولد آیدین خان بابا



برچسب‌ها: تصاویر

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 7 تیر‌ماه سال 1395

یادش بخیر، تابستان سال 63 من و آقاجان



برچسب‌ها: تصاویر

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 7 تیر‌ماه سال 1395


دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست

کس در همه آفاق به دلتنگیِ من نیست

گلگشتِ چمن با دلِ آسوده توان کرد

آزرده دلان را سرِ گلگشتِ چمن نیست

از آتشِ سودایِ تو و خارِ جفایت

آن کیست که با داغِ نو و ریشِ کهن نیست

بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست

اما به ستمکاری آن عهدشکن نیست

در حشر چو بینند بدانند که وحشی‌ست

آن را که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست

شعر: وحشی بافقی



برچسب‌ها: شعر فارسی

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : جمعه 21 خرداد‌ماه سال 1395

آیدین خان در کنار پل هفت چشمه اردبیل، تعطیلات نوروز 95



برچسب‌ها: تصاویر

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : جمعه 21 خرداد‌ماه سال 1395

آیدین در کنار گل‌های لاله خیابان تربیت تبریز



برچسب‌ها: تصاویر

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : جمعه 21 خرداد‌ماه سال 1395

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

چون یوسف اندر آمد مصر و شکر به رقص آ

ای شاه عشق‌پرور مانند شیر مادر

ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ

چوگان زلف دیدی چون گوی در رسیدی

از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ

تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی

گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ

از عشق تاجداران در چرخ او چو باران

آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ

ای مست هست گشته بر تو فنا نبشته

رقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ

در دست جام باده آمد بتم پیاده

گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ

پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد

یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

تا چند وعده باشد وین سر به سجده باشد

هجرم ببرده باشد دنگ و اثر به رقص آ

کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانی

کای بی‌خبر فنا شو ای باخبر به رقص آ

طاووس ما درآید وان رنگ‌ها برآید

با مرغ جان سراید بی‌بال و پر به رقص آ

کور و کران عالم دید از مسیح مرهم

گفته مسیح مریم کای کور و کر به رقص آ

مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است

اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ

شعر: مولانا



برچسب‌ها: شعر فارسی

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : جمعه 21 خرداد‌ماه سال 1395


همخواب رقیبانی و من تاب ندارم

بی‌تابم و از غصه‌ی این خواب ندارم

زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود

درمانده‌ام و چاره‌ی این باب ندارم

آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب

دارم گله از خویش و ز احباب ندارم

ساقی می صافی به حریفان دگر ده

من درد کشم ذوق می ناب ندارم

وحشی صفتم این‌همه اسباب الم هست

غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم

شاعر: وحشی بافقی



برچسب‌ها: شعر فارسی

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : جمعه 21 خرداد‌ماه سال 1395

درود بر انسان‌های خوب آنان که در اندیشه‌ی دیگران تصویر زیبا می‌نگارند تا آنجا که یاد و خاطرش همواره در دل‌ها می‌ماند.

هفدهمین سالگرد غروب غم انگیز خورشید زندگی‌مان عموی گرامی جناب آقای احمد ناقل را با همه دلتنگی‌ها و حسرت‌ها گرامی می‌داریم.



برچسب‌ها: مناسبت‌ها

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : جمعه 21 خرداد‌ماه سال 1395

در بهشت جاوید، بر روی بال‌های فرشتگان آسوده بیارام!

چه ناباورانه سه سال از غروب غم‌انگیز دایی عزیزمان جناب آقای دکتر اکبر علیمحمدی گذشت. سخت‌ترین روزهای زندگیمان را تجربه کردیم و بر دل آتش گرفته‌مان اشک غم باریدیم.



برچسب‌ها: مناسبت‌ها

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1395

یک روز زمستانی  سال 1371 و میدان سرچشمه اردبیل!



برچسب‌ها: تصاویر

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1395

عکس قدیمی از میدان علی‌آباد(بعثت) اردبیل قبل از ساخت پل هوایی و البته ساخته شدن شهرک سبلان!



برچسب‌ها: تصاویر

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1395

اردوی سردابه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اردبیل، فکر کنم تابستان سال 1362 باشه



برچسب‌ها: تصاویر

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1395

تصویر پرسنلی! من در کلاس پنجم(دبستان اسدآبادی)



برچسب‌ها: تصاویر

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1394



برچسب‌ها: مناسبت‌ها

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : جمعه 30 بهمن‌ماه سال 1394

یادش به خیر بچگی آیدین کوچولو! تازه ناراحت هم شده!!!



برچسب‌ها: تصاویر

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : شنبه 23 آبان‌ماه سال 1394

سلام خدا بر تو ای اعرابی، نام این سرزمین چیست؟

به اینجا غاضریه می‌گویند!

خواهر نفس راحتی می‌کشد...

ای مرد آیا نام دیگری هم دارد؟

آری به آن نینوا نیز می‌گویند!

خواهر نفس حبس شده در سینه را رها می‌کند...

خدا را شکر...

اما برادر دست بردار نیست...

آیا نام دیگری دارد؟

بلی، اینجا را کربلا نیز می‌نامند...

کربلا!؟ کرب و بلا!؟

نگاه خواهر به برادر خیره مانده و نفسش در گلو حبس، به یاد مادر افتاده، آن زمان که کفن‌ها را تقسیم می‌کرد...

برادر به کاروان نگاهی می‌کند، عباس را می‌بیند در کنار کودکان، اکبر را می‌بیند در کنار کجاوه‌ها، و اصغر را می‌بیند در آغوش دختر سه ساله‌اش، نگاهش با نگاه ملتمسانه‌ی خواهر گره می‌خورد...

نگاه خواهر؛ برادر را می‌سراید:

دل من غرق تمناست بیا برگردیم

عاشقی با تو چه زیباست بیا بر گردیم

سرزمینی که تو را عاقبت از من گیرد

آری ای یار همین جاست بیا برگردیم

...برادر نگاهی به آسمان می‌اندازد و زبان گشوده و می‌گوید: اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء



برچسب‌ها: مذهبی

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 6 آبان‌ماه سال 1394

خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ(ع) عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ: أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزّوجَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ، فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ، مَا سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَته.(علل الشرایع، ص 9)

حضرت امام حسین علیه السّلام در میان اصحاب خود فرمود: اصحاب من! خداوند مردم را آفرید تا او را بشناسند وقتى شناختند او را مى‏پرستند وقتى او را پرستیدند از پرستش دیگران دست می‌کشند.

مردى عرض کرد یا ابن رسول اللَّه پدر و مادرم فدایت معنى معرفت خدا چیست؟ فرمود: همان معرفت و شناخت اهل هر زمانى است، امام زمان خود را.

آفرینش انسان‌ها بر اساس فطرت توحیدی و با رهنمودهای وحی و انبیا و در سایه‌ی ادراک‌های عقلی، انسان را به شناخت پروردگار رهنمون می‌شود. اگر بشر ندای فطرت را بشنود و دعوت انبیا را گوش کند و بپذیرد و در زندگی عقل را راهنمای خویش قرار دهد، هم از «معرفت» برخوردار می‌شود، هم از «محبت خدا» و هم از «عبادت پروردگار». هر کس خداوند را بیشتر بشناسد، او را بیشتر می‌پرستد. این شناخت باید به مرحله قلبی و ایمانی برسد.

آن کس که ترا شناخت جان را چه کند؟

فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی

دیوانه‌ی تو هر دو جهان را چه کند؟         مولانا

باید طعم شیرین محبت و معرفت خدا را چشید، تا بتوان عارفانه و عاشقانه او را عبادت کرد.

مرحوم شیخ صدوق رحمت الله علیه بعد از نقل این روایت می‌گوید: اهل هر زمان باید بشناسند و بدانند که خدا ایشان را وانگذاشته و زمین را خالى از امام معصوم ننموده است، کسى که بپرستد خدائى را که حجت براى مردم قرار نداده او خداى واقعى را نپرستیده دیگرى را پرستش نموده است.



برچسب‌ها: حکمت‌های حسینی

طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel
   1      2      3      4      5      ...      7    >>

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ