گاه نوشته‌های من
وبلاگ نوشتـه‌ها، تصاویــر و... بهزاد ناقل

بسم الله الرّحمن الرّحیم    اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَکْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَیْنا اَبْوابَ رَحْمَتِکَ وَ انْشُرْ عَلَیْنا خَزائِنَ عُلُومِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ: خدایا مرا بیرون آور از تاریکی‌‏هاى‏ وهم، و به نور فهم گرامی‌‏ام بدار، خدایا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا، و خزانه‏‌هاى علومت را بر ما باز کن به مهربانی‌ات اى مهربان‏ترین مهربانان.     اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم     التماس دعا

مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1391

«امشب به قصه‌ی دل من گوش می‌کنی

فردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی»     هـ. ا. سایه 

   

چون سنگ‌ها صدای مرا گوش می‌کنی

سنگی و ناشنیده فراموش می‌کنی

رگبار نوبهاری و خواب دریچه را

از ضربه‌های وسوسه مغشوش می‌کنی

دست مرا که ساقه‌ِی سبز نوازش است

با برگ‌های مرده هم‌آغوش می‌کنی

گمراه‌تر از روح شرابی و دیده را

در شعله می‌نشانی و مدهوش می‌کنی

ای ماهی طلائی مرداب خون من

خوش باد مستیت، که مرا نوش می‌کنی

تو دره‌ی بنفش غروبی که روز را

بر سینه می‌فشاری و خاموش می‌کنی

در سایه‌ها، فروغ تو بنشست و رنگ باخت

او را به سایه از چه سیه پوش می‌کنی؟

فروغ فرخزاد




طبقه بندی:
ارسال توسط Behzad Naghel

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ